تبليغاتX
حقیقت حقیقت
هدیه ارزشمند هیات محبین اهلبیت علیهم السلام قم

نگویید چرا مردم را نسبت به استکبار و مظالم ان وعوامل وایادی دشمنان خدا حساس وبسیج میکنید.

امیرالمومنین هم این خصوصیت را داشت. ماهم باید مانند امیرالمونین علیه السلام همه نیروها وهمه دلها وهمه تن ها و همه توان ها را در مقابل ناحق و در راه حق بسیج کنیم. هم باید خودمان اماده باشیم .هم باید دل ها وجان های اماده وجوان های نورانی را بسیج کنیم

                                                                     رهبر معظم انقلاب (مد ظله العالی)

شبهای قدر قم بودم و یک نفر داشت تراکت های تبلیغاتی جلسه هیات محبین اهلبیت علیهم السلام قم رو پخش میکرد که یک طرف تراکت این مطلب ارزشمند ودر واقع این هدیه ارزشمند بود.اجرشون با امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف 


 

نوشته شده توسط محمد جواد در پنجشنبه هجدهم شهریور 1389 ساعت 13:43. - لينک ثابت


کجایی علی ! کجایی ؟

وقتی که از تو می گویند،

به یاد فاطمه (س) می افتم. یاد حسن (ع) در نخیله ، حسین(ع) در کربلا ، زینب (س) در شام .

یاد آن زن یهودی و خلخالی می افتم که برایش خون گریستی. یاد عدالتی که برادر نشناختی و قرآن های بر سر نیزه را ، باور نداشتی.

یاد نامه هایت به مالک اشتر و محمد بن ابی بکر و سفارش ات برای رعایت حقوق انسانها.

وقتی که از تو می گویند،

یاد کوچه های کوفه و روزهای پرنفرت اش می افتم و شبهایی که نسیم محبت ات ، گونه های کودک یتیمی را نوازش می کرد.

یاد مسجد کوفه، ابن ملجم ، و سفارش هایت به حسن . یاد وقتی که دردت را فراموش می کنی تا به ضارب ات بیاندیشی .

کجایی علی ! کجایی ؟

وقتی که از تو می گویند،

یاد قضاوتی می افتم که علیه توست و تو می پذیری وقتی که در اوج قدرتی .

دلم برایت تنگ شده است علی !

وقتی که از تو می گویند ، یاد این سخن ات آتش به جانم می کشد:

"اگر آسمان های هفت گانه و آنچه که در مدار آنهاست را به من بخشند تا پوست جویی به ستم از دهان موری باز ستانم چنین نخواهم کرد."

وقتی که از تو می گویند ،

یاد بیست و چند سال سکوت ات می افتم و دردها یی که در سینه داشتی ، یاد خطبه 53 نهج البلاغه .

وقتی که از تو می گویند...


 

نوشته شده توسط محمد جواد در دوشنبه هشتم شهریور 1389 ساعت 5:26. - لينک ثابت


بسه دیگه حرفای عاشقانه!!!

جمله خبری: انتُمُ الفُقَراءُ الَی اللهِ واللهُ هُوَ الغَنِی الحَمید؛ خبر میده.

جمله امری : اُدعُونی استَجِب لکُم؛ امر می کنه؛ شایدم یه چیزی شبیه خواهش ما: استَجِیبوا لِلّهِ ولِلرَّسولِ اذا دَعَاکُم لِمَا یُحیِیکُم

جمله پرسشی: فَمَن یَملِکُ لکُم مِنَ اللهِ شَیءً اِن ارَادَ بِکُم نَفعاً او ارادَ بِکُم ضَرّا؛ سوال می کنه.

جمله عاطفی: وَ إذا سَئَلکَ عِبادی عنی فإنی قَریبٌ اُجیبُ دَعوةَ الداعِ إذا دَعَانِ

 همه کاری می کنه تا ما رو به خودش دعوت کنه؛ راستی که کار دنیا برعکسه؛ او به ما محتاج نیست، بااینحال مشتاقه؛ مابه او محتاجیم ولی ...

درسته که سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد    ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود؛

 ولی اگه دل عاشق راستی راستی به معشوق میل کنه مگه چی میشه؟

او به ما محتاج نیست و ما به او مشتاق...

بسه ديگه حرفهاي عاشقانه!!!!
 


 

نوشته شده توسط محمد جواد در جمعه پنجم شهریور 1389 ساعت 13:53. - لينک ثابت


این صداوسیمای مستضعفین نیست

چرا صداوسیمای جمهوری اسلامی باید ۲ ساعت آنتن به ادعاهای مالی آقای میلیاردر بدهد؟!

حتی خود علی دایی هم باورش نمی شد که این همه برای میلیون ها پول مفت او آنتن شبکه 3 تلویزیون در اختیارش قرار گرفته باشد؛ به همین خاطر وقتی ساعت 3 بامداد در حال خداحافظی با فردوسی پور بود، با لبخندی خاص گفت: متشکرم از اینکه صداوسیما به جای نیم ساعت، 2 ساعت به من وقت داد!

ای کاش بحث فقط درباره فوتبال بود؛ مشکل اینجاست که این تریبون مفت و مجانی و چند ساعته فقط برای طلب چند صد میلیونی آقای فوتبالیست از فدراسیون فوتبال در اختیارش قرار گرفته بود و او هم با غرور خاصی در این دو ساعت از حقوق پایمال شده چند صد میلیونی اش و عدم پرداخت مالیات این پولها سخن گفت و در این میان دیگر چه اهمیتی دارد که در این کشور کسانی هستند که سفره افطار و سحرشان خالی است!

آیا واقعا آقای ضرغامی و آقای پورمحمدی(مدیر شبکه3) و فردوسی پور که به علی دایی حق دادند 2 ساعت تمام علاوه بر چند صد میلیونی که دریافت کرده، صدها میلیون دیگر هم از کارفرمایش (فدراسیون فوتبال) مطالبه کند، به کارگران و کارمندان و مستضعفان و پابرهنگان و ولی نعمتان انقلاب هم حق می دهند که نه از حقوق چند صد میلیونی بلکه از حقوق چند صد هزار و شاید چند ده هزار تومانی خود دفاع کنند؟!

آقای ضرغامی، نمی دانم چند بار این جمله امام را باید به شما یادآوری کنیم که آویزه گوشتان کنید؛ امام خمینی (ره) 25 سال پیش، همین روزها بود که خطاب به رئیس وقت سازمان صداوسیما فرمود:

"... واقع آن است كه آن قدر كه پابرهنه‏ها به راديو- تلويزيون حق دارند، ما نداريم. اين يك واقعيت است و تعارف نيست؛ واقع اين است كه آنها اين نظام را درست كرده‏اند و اين نهضت را به وجود آوردند؛ همين جمعيت هستند كه پيروزي‌ها را به دست آوردند؛ از قشر بالا كسى در اين مسئله حقى ندارد. البته ما هم در اصل مطلب شركت داشته‏ايم، اما حق با آنهاست" ( بیانات امام راحل در جمع رئیس و معاونان صدا و سيما- 27 مرداد 1364)

متوجه هستید؟! امام حتی حق خودش برای بهره مندی از تریبون صداوسیما را کمتر از مستضعفان و پابرهنگان می دانست، آنوقت شما 2 ساعت به علی دایی برای دعوای چند صدمیلیونی اش تریبون یکی از پرمخاطب ترین برنامه های صداوسیما را میدهید؟! و حتی دعای کمیل را هم حذف میکنید تا مبادا آقای میلیاردر از شما ناراحت شود؟! حتی کار را به جایی می رسانید که فردوسی پور با لحنی حق به جانب از شما بخواهد برنامه های سحر را محدود کنید تا مبادا از ثواب پس گرفتن حق چند صدمیلیونی یک کارگر ساده (علی دایی) از کارفرمایش (فدراسیون فوتبال) اندکی کاسته شود!

آقای ضرغامی، آقای پورمحمدی، آقای فردوسی پور و مدیران صداوسیما!
درد دل پابرهنه ها و مستضعفینی که هیچ تریبون یا حنجره پولادینی برای شنیده شدن صدایشان ندارند، زیاد است اما این 2 جمله را هم باید آویزه گوشتان کنید:

1- " آمارها نشان می‌دهد که درصد بینندگان تلویزیون و شنوندگان رادیو در این چند سال خیلی خوب افزایش پیدا کرده است... این کار نباید هدف باشد، بلکه باید ببینید تاثیر این برنامه در مخاطب چیست" (امام خمینی (ره)

2- " اگر شما برنامه‌ای را برای این آوردید که اینجا خالی است، از شنوندگان عذرخواهی کنید و بگویید: شنوندگان! متأسفانه به مدت این یک ساعت، برنامه مناسب شما پیدا نکرده‌ایم؛ این یک ساعت تعطیل. این، خیلی بهتر و پرجاذبه‌تر و منصفانه‌تر است. بعضی از فیلم‌ها و برنامه ها ساخته و نشان داده می‌شود که بی‌محتواست... اینها را پخش نکنید حتی تولید نکنید". (مقام معظم رهبري + )


 

نوشته شده توسط محمد جواد در شنبه سی ام مرداد 1389 ساعت 19:43. - لينک ثابت


مظلوميت امام خميني درقم و نجف؟!

نوشته زير، خلاصه‌اي است از دست‌نوشته مرحوم حاج احمد خميني است


«من با برخي دوستانم كه گمان مي كنند بيان صريح مظلوميتها و رنجها و دردهاي امام در حوزه قم و نجف سبب شكستن ابهت و عظمت شخصيت امام در باور مشتاقانش مي‌شود سخت مخالفم. بيان مظلوميتهاي امام نه از آن جهت است كه فرزند امام هستم و شاهد صحنه‌هاي رنج‌آور گذشته و نه بدان جهت كه قصد مرثيه‌سرايي داشته باشم و دل شيفتگان آن عزيز راحل را به درد آورم. نه! مساله، مساله تكليف و اداي وظيفه است.

بايد به مردم عزيزي كه در راه امامشان از همه چيز خود گذشته و فرزندان و عزيزانشان را تقديم نموده‌اند، صريح و بي‌پرده وقايع تلخ گذشته را بگوييم تا دشمنان و دوستان را بشناسند. مردم ما و نسلهاي آينده بايد بدانند كه پيروزي انقلابشان يكباره و بي‌مقدمه در 22 بهمن سال 57 اتفاق نيفتاد. هرگز چنين نبود كه امام در سال 41 و 42 قيامي كرده باشد و ظرف چند روز مساله تمام شده و شكست خورده باشد و دوباره در سال 57 فرصتي پيش آمده و به پيروزي رسيده باشيم. پيروزي سياسي انقلاب در 22 بهمن مترتب بر پيروزي‌هايي بوده است كه در ميدانهاي سخت مبارزه طولاني امام با متحجرين و مقدس‌نماهاي احمق و دين به دنيا فروشان بدست آمده بود. انقلابي به مراتب دشوارتر از انقلاب سياسي لازم بود تا طلسم‌هاي تحجر شكسته شود، برداشتهاي انحرافي از اسلام كه تا عمق حوزه‌هاي ديني رسوخ كرده بود زدوده شود و غبار قرنها هجوم بيگانگان و پيرايه‌هاي دروغين از دامن اسلام راستين شسته شود و زلال انديشه‌هاي اسلام ناب محمدي (ص) به نسل تشنه و خسته معاصر برسد…

ايستادن و مقاومت كردن در برابر زورگويان و قلدران و ستمگراني چون رژيم شاه، قابل مقايسه با ميدان مبارزه با دهها جرياني كه به نام دين و اسلام به مخالفت با تفكر اسلام واقعي برخاسته بودند، نمي‌باشد. در آن ميدان حداكثر حبس و شكنجه و تبعيد بود و خوني كه مي‌بايست تقديم راه آزادي كني اما در اين ميدان از آبرو مايه گذاشتن، خون دل خوردن و براي رضاي خدا صبر و سكوت كردن مي‌خواست تا در مقابل سيل تهمتها و زخم‌‌زبانها بايستي تا موفق شوي جمود و ركود و قشري‌نگري را در هم بشكني و بار ديگر حوزه‌هاي علميه را كانون جوشش اسلام راستين و بي‌پيرايه كني و دوباره روحانيت متعهد را همچون هميشه تاريخ پرچمدار قيام و انقلاب اسلامي سازي. اينها حماسه سرايي و شعار نيست، واقعيتهايي است كه تصديق آن نياز به شناخت چگونگي گذر امام از راه پرفراز و نشيب و طولاني و صعب‌العبور انقلاب دارد.

امام در شرايطي يك تنه كمر به اداي تكليف الهي بست كه خود در توصيف اين شرايط مي‌فرمايد:«عده‌اي مقدس نماي واپس گرا همه چيز را حرام مي‌دانستند و هيچ كس قدرت اين را نداشت كه در مقابل آنها قد علم كند. خون دلي كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است، هرگز از فشارها و سختي‌هاي ديگران نخورده است… در مدرسه فيضيه فرزند خردسالم مرحوم مصطفي از كوزه‌اي آب نوشيد، كوزه را آب كشيدند چرا كه من فلسفه مي‌گفتم.»

طلاب جوان حوزه‌ها و نسل جوان و انقلابي ما بايد بدانند كه هسته اوليه انقلابشان در چه شرايطي شكل گرفت و چه مرارتها و سختي‌هايي را امام و يارانش تحمل كردند تا دوباره اسلام به صحنه حيات جامعه بازگردد. امام در يكي از سخنراني‌هايشان نوع تفكر حاكم بر حوزه‌ها و جامعه آن زمان را چنين بازگو مي‌كند:«آنچنان تبليغ كرده بودند كه اوايلي كه من آمدم قم، در قم وضع جوري بود كه يكي از روحانيون مورد طعن مردم بود، مي‌گفتند در منزلش روزنامه پيدا مي‌شود! روزنامه پيدا شدن در منزل يك روحاني را نقص مي‌دانستند، فلان آخوند سياسي است!»..

ما بايد به مردم عزيزمان بگوييم كه چرا رژيم شاه بر اساس سياستي كه در كاخ سفيد پس از سركوبي نهضت 15 خرداد طراحي شده بود، نجف را تبعيدگاه دائمي امام انتخاب كرد؟ چه دردناك است بازگويي وقايع تلخ آن دوران، بايد در كنار امام مي‌بوديد تا عمق درد و رنج را حس كنيد… شايد براي مردم عزيزمان كه شاهد صبر و شكيبايي امامشان در سهمگين‌ترين حوادث پس از پيروزي بوده‌اند، اين جمله امام در اين زمينه گوياترين باشد كه در لحظه ترك نجف فرمود:«من در اينجا با حرم مطهر مانوس بودم، اما خدا مي‌داند در اين مدت من از دست اهل اينجا چه كشيدم!»…

اشكال اساسي اينها به امام اين بود كه دخالت در سياست و قيام او سبب تعطيلي درس و بحث آقايان شده است، حتي بعضي از همينها بعد از وقايع 15 خرداد بي شرمانه امام را مورد حمله قرار مي‌دادند كه قيامش حرمت مراجع را شكسته! چرا كه فريادش منجر به دستگيري او شده و به اين ترتيب، مرجع‌گيري! باب شده است! شعور و درك و مسئوليت‌خواهي را ببينيد!

شايد باور نكنيد همان امامي را كه هرگز راز و نياز شبانه و نماز شبش ترك نمي‌شد گر چه بر روي تخت بيمارستان در بستر بيماري باشد، همان امامي را كه در 27 سالگي كتاب پر رمز و راز «اسرار‌الصلوه» و پس از آن «آداب الصلوه» را نگاشت همان كه قيامش سبب برپايي نماز و احكام الهي گرديد و آخرين لحظات عمرش را نيز با ذكر خدا و در حال نماز به پايان رسانيد و به وصال محبوب و معشوقش رسيد، به همين امام، مقدس نمايان متحجر در نجف نسبت تارك‌الصلوه دادند!

از همين قماش بودند كساني كه در مسير بين محل درس امام و مرقد مطهر مولا علي مي‌ايستادند كه امام رد شود و آنها بي‌اعتنايي كنند تا به خيال خودشان زخمي زده باشند و قلب نوراني امام را به درد آورده باشند. در دوراني كه ياران امام به سختي هزينه‌هاي خريد نوار و دستگاه تكثير و كاغذ جهت چاپ و نشر بيانيه‌ها و كتابهاي امام را فراهم مي‌كردند و از جانشان مايه مي‌گذاشتند تا خاطره قيام 15 خرداد زنده بماند و انقلاب ادامه يابد، بعضي‌ها در ايران و نجف وجوهات مي‌گرفتند و به كساني مي‌دادند كه در غياب امام صرف توطئه چيني عليه امام و انقلاب كنند. روحانيون متحجر در ايران و عراق كتابها و اعلاميه‌هاي امام را كه با هزاران مشكل تهيه مي‌شد، به بهانه توزيع در بصره و شهرهاي عراق و ايران، توسط افراد نفوزي و ظاهر‌الصلاح مي‌گرفتند و داخل چاه آب و يا رودخانه‌ها مي‌ريختند…

اين ابراز نگراني از من نيست تا عده‌اي جاهل و ناآگاه و يا دسته‌اي آگاهانه دست‌آويزي بيابند و در مقابل خط مستقيم اسلام ناب كه خط امام است بايستند، بلكه اين امام است كه هشدارمان مي‌دهد:«البته هنوز حوزه‌ها به هر دو تفكر اسلام ناب و اسلام آمريكايي آميخته‌اند… در حوزه‌هاي علميه هستند افرادي كه عليه انقلاب و اسلام ناب محمدي فعاليت دارند. امروز عده‌اي با ژست تقدس‌مابي چنان تيشه به ريشه دين و انقلاب و نظام مي‌زنند كه گويي وظيفه‌اي غير از اين ندارند….راستي اتهام آمريكايي و روسي و التقاطي، اتهام حلال كردن حرامها و حرام كردن حلال‌ها، اتهام كشتن زنان آبستن و حليت قمار و موسيقي از چه كساني صادر مي‌شود، از آدمهاي لامذهب يا از مقدس‌نماهاي متحجر و بي‌شعور؟»


 

نوشته شده توسط محمد جواد در پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389 ساعت 2:33. - لينک ثابت


مداد العلماء افضل من دماء الشهداء

مداد العلماء افضل من دماء الشهداء

در ارزش ‍‍‍‍‍‍، مرکب دانشمندان از خون شهیدان برتر است

از چنین تعبیری ایا این معنای بلند روشن استنباط نمیشود که: اولا خون ومرکب ، مسئولیتی مشابه دارند وثانیا مسئولیت مرکب از مسئولیت خون حساستر وسنگینتر است؟

ایا این است که قران در جامعه بیسواد که پیامبرش در اغاز کار حتی در مدینه فقط یک مشی دارد وانهم یهودی است وخودش نیز یک امی است به کتاب ، مرکب، قلم وبه انچه که مینویسد سوگند میخورد(ن والقلم وما یسطرون)

اما به قلمی که مسئول است وبه مرکبی که همزاد برتر وخویشاوند والاتر خون است این است که علم وعالم را در زبان قران واسلام ، نه بنا به عقیده متجددان، مطلق هر علم وهر عالمی ومتخصص در رشته ای میدانم ونه مثل بسیاری ازقدماء ، میگویم فقط عم دین است ویعنی فقه وعلم بر احکام دینی ، بلکه عالم در اینجا درست به همان معناست که امروز در فرهنگها وادبیات اجتماعی وایدئولوژیهای مردمی وانقلابی ومسئول برای روشنفکر قائل اند

علماء امتی افضل من انبیاء بنی اسرائیل

دانشمندان امت من برتر از علماء بنی اسرائیل ند

در این سخن پیامبر عالم را همردیف ومشابه پیامبر وعلم را ادامه نبوت میداند واز نظر ارزیابی رسالت دانشمندان تاریخ وجامعه خویش را از رسالت پیامبران تاریخ بنی اسرائیل سنگین تر وبرتر وپر ارج تر می شمارد این علم،مسئول است مسئولیتی که همراه و همگام نبوت است

وهمین نتیجه را در حدیثی دیگر باز میگوید:(العلماء ورثة الانبیاء) دانشمندان وارثان پیامبرانند

چه چیز به ارث میبرند؟ اگاهی را ومسئولیت در برابر زمان و نسبت به سرنوشت مردم را

به قلم معلم شهيد دكتر على شريعتى


 

نوشته شده توسط محمد جواد در چهارشنبه یازدهم آذر 1388 ساعت 23:56. - لينک ثابت


دموکراسی ازنوع لاریجانی

دموکراسی ازنوع لاریجانی

اقای علی لاریجانی در مصاحبه مطبوعاتی با همتای عراقی خود اقای سامرائی  اظهار کرده بودند که:

عراق در دموکراسی کامل به سر می برد

که به  بعضی از نمونه های دموکراسی در گزارش زیر اشاره میشود:!!!

سفر پنج روزه علي لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي به عراق حاشيه‌هاي جالبي داشت که در زير به قلم خبرنگار اعزامي مهر به عراق روايت شده است:

- کليه فرودگاه‌هاي عراق حتي فروگاه نجف که توسط جمهوري اسلامي ايران احداث شده در کنترل نيروهاي آمريکايي قرار دارد.

- نيروهاي آمريکايي اگرچه بر اساس توافقنامه امنيتي مي‌بايست از شهرهاي عراق خارج شده باشند، اما همچنان در بسياري نقاط شهرها و اماکن مهم حضور دارند.

- تدابير فوق العاده امنيتي درشهرهاي عراق حاکم است و درتمام نقاط شهرها و جاده‌ها تانک‌ها و نفربرهاي زرهي ارتش عراق ديده مي‌شوند.

- نخستين برنامه لاريجاني ديدار با رئيس مجلس عراق بود و اين ديدار در مجلس عراق انجام شد امنيت اين محل نيز در اختيار نيروهاي امريکايي بود و هيأت ايراني بعد از بازرسي سرسختانه وارد مجلس عراق شدند و بازرسي اشيا و اموال همراهان هيأت توسط سگ‌هاي بمب ياب از جمله حاشيه‌هاي اين سفر بود!

- نکته قابل توجه درسفر به عراق اين بود که هرکدام از مسئولان عراقي با تصرف يکي از کاخ‌هاي رژيم سابق عراق، حکومتي جداگانه براي خود ترتيب داده بودند و هرکدام تدابير نيز امنيتي خاص خود داشتند. به عنوان مثال در ديدار با طارق هاشمي معاون رئيس جمهور عراق به هيچ يک از محافظان ايراني و عراقي لاريجاني اجازه ورود داده نشد!

- اگر بنا باشد بغداد را در يک عبارت خلاصه کرد، «پادگان بزرگ» برازنده‌ترين عنوان براي پايتخت عراق است؛ چون بيشتر خيابان‌هاي بغداد «خط ويژه ارتش» است و به ندرت در اين شهر «افراد غير نظامي» ديده مي‌شود و معدود راننده‌هاي بغداد روزانه مدت زمان زيادي را در ايست‌هاي بازرسي صرف مي‌کنند.

- در زمان حضور هيأت ايراني در کاظمين صداي دو انفجار مهيب در حوال حرم امام موسي کاظم و امام جواد(ع) شنيده شد صداي انفجار يک بار ديگر در حوالي مجلس عراق شنيده شده بود.

- لاريجاني در نجف و کربلا با هر 4 مرجع تقليد نجف شامل آيات عظام سيستاني، فياض، بشير نجفي و سعيد حکيم و در کربلا نيز با آيت الله مدرسي تنها مرجع تقليد اين شهر ديدار کرد به اين ترتيب نماينده مردم قم با کليه مراجع تقليد کشور عراق ديدار و گفتگو کرد.آيت الله سيستاني اهل ايران، آيت الله فياض اهل افغانستان و آيت الله بشير نجفي اهل پاکستان هستند و آيت الله حکيم نيز از خاندان بزرگ حکيم کشور عراق به شمار مي‌رود.

ایا خود اقای لاریجانی یا هر مقام مسول راضی هستند که یک نیروی نظامی خارجی در کشورشان حکمرانی کنند واماکن وفرودگاههای کشورشان را اشغال کنند طبیعتا جواب نه خواهد بود نه در ایران بلکه در تمام کشورهای دنیا پس چطور از دموکراسی در عراق سخن میگویند!!؟

اگر در کشوری تانک ها ونفر برها در خیابان های شهر هایش تردد کنند نشان از دموکراسی در ان کشور است!!!!!!

ایشان ایا گشتن سگ های امریکائی درمیان وسائلشان راهم دموکراسی میدانند؟؟!!!

 پس از ۷ سال اشغال عراق هنوز شاهد سکوت مراجع عراق در برابر اشغالگری واستعمار هستیم .

از کدام دموکراسی سخن میگوئید!!!!


 

نوشته شده توسط محمد جواد در چهارشنبه بیستم آبان 1388 ساعت 1:7. - لينک ثابت


رکورد قابل توجه

در کتاب گینس ثبت شده است که عبدالعزیز حکیم اولین روحانی که وارد کاخ سفید شده است

این است افتخار فرزندان مرجعیت!!!!!!!!

خلاصه خدایش بیامرزد


 

نوشته شده توسط محمد جواد در شنبه هفتم شهریور 1388 ساعت 3:46. - لينک ثابت


درد مصلحت

مصلحت – حقيقت

هميشه مصلحت روپوش دروغين زيبائى بوده است تادشمنان حقیقت حقیقت را از درونش مدفون کنند.وهمیشه مصلحت تیغ شرعی بوده است تا حقیقت را رو به قبله ذبح کنند.که مصلحت همیشه مونتاژ دین ودنیا بوده است.

انچه گفتی حقیقت است ...راست میگوئی ....خوب تحلیل کردی ونظریه ات کاملا نظریه اسلام است ...اما مصلحت نیست!!!

این منطق کیست؟ این مصلحت اندیش ومنطقش دشمن ومخالف علی است وبا همین ابزار وضربه است که علی (علیه السلام) خانه نشین میشود.

خالد بن ولید جنایت کرده است . مالک بن نویره را کشته وهمانجا با زنش خوابیده است . پس باید حد بخورد-اما مصلحت نیست!!!!

عبدالرحمن بن عوف پول پرست وتجملی واشرافی است وباید کنارش زد –اما مصلحت نیست!!!!

علی (علیه السلام)اگر مهار شتر خلافت را دست بگیرد انرا بر راهش میبرد ازهمه هم عالم تر است با تقوی تر است بیشتر ازهمه به اسلام خدمت کرده است بهتر ازهمه قران را میفهمد ....اری اما مخالف زیاد دارد اشراف تازه مسلمان از تیغش در جنگهای عصر پیغمبر کینه دارند پس برای خلافت مصلحت نیست!!!!!

ودراین عصر هنوز هم همین ((مصلحت نیست ها)) را چون سدی در برابر همه جنبشها و کوششها می بینیم.

میگوییم :فلان کتاب پر از روایات مجعول است افکار را خراب میکند ضررش از هر کتاب ردیه ای برای عقاید مردم این زمان بیشتر است .....میگوئیم پس بفرمائید تا مردم بدانند وبا خواندنش منحرف نشوند جوانان نخوانند تا با خواندنش به اسلام بدبین نشوند!...بله ...ولی ....خوب مصلحت نیست!!!

میگوئیم:سینه زنی وقمه زنی وتیغ زنی واین حرکات با اسلام سازگار نیست واسیب رساندن به بدن شرعا جایز نیست میگوئیم پس بفرمائید تا نکنند مخالفان اسلام وتشیع نبینند شما خودتان درستش کنید تا دیگران جور دیگری جمعش نکنند .... میفرمایند :بلی...ولی.....مصلحت نیست!!!!

مصلحت نیست.....مصلحت نیست.....مصلحت نیست.....!!!!

اری حقیقت است اما مصلحت نیست:این است شعار تشیع مصلحت!!!!

همچنانکه در تاریخ اسلام اسلام حقیقت قربانی اسلام مصلحت شد.که اغاز نبرد میان مصلحت وحقیقت در سقیفه بود ومصلحت پیروز شد وازهمانجا همچنان ادامه دارد و همچون دو خطی که از یک نقطه اغاز میشوند وبا زاویه یک درجه ای ازهم دور میشوند وهرچه میگذرد فاصله بیشتر میشود وبیشتر تا فاصله حقیقت ومصلحت میشود فاصله ظلم وعدل امامت و استبداد جمود واجتهاد ذلت وعزت......یعنی گذشته وحال .

امروز مسولیت همه روشن است با هرعالم وتاجر وروشنفکر ومردم صحبت میکنی حقیقتها ومسولیتها را میشناسد اما در عمل مصلحت را میشناسد!!!!

چون میخواهد زندگی کند وضمن داشتن رفاه وحقوق وبازار میخواهد به نوعی دینش را هم داشته باشد علی وحسین واهل بیت را بعنوان قوت قلب وزینت دنیا وتسلیت اخر ت بی ضرر وبی خرج یدک بکشد!!!

من که تمام عمر شاهد قربانی شدن وپایمال شدن حقیقتها بوسیله انسانهای مصلحت پرست بوده ام در مورد مصلحت عقیده پیدا کرده ام واعتقاد یافته ام که:

هیچ چیز غیر از خود حقیقت مصلحت نیست.

 

 

برگرفته ازکتاب ((شیعه)) معلم شهید دکتر علی شریعتی


 

نوشته شده توسط محمد جواد در شنبه هفتم شهریور 1388 ساعت 3:43. - لينک ثابت